یکی از
گرایشهای فطری انسان حقیقت جوئی است و یکی از تواناییهای انسان قدرت شناخت
واقعیات است. شناخت خود و جهان پیرامون یا به عبارت دیگر خود آگاهی و دیگر
آگاهی از ویژگیهای انسان است. انسان با آگاهی از خویشتن، قادر میشود
چیزهای دیگر را بشناسد و حتی خداشناس گردد. پیش از این، اهمیت خودشناسی را
یادآور شدیم؛ اکنون تاکید میکنیم که خودشناسی مبدا همه شناختهای ماست و
کسی که خود را بشناسد: اولاً ضرورت شناختهای دیگر بر او آشکار میشود،
زیرا به غایت وجودی پی میبرد و به ضعف و کاستی بالفعل خویش آگاه میگردد
و ضرورت شناخت مسیر و شیوه حرکت به سوی مقصد را در مییابد و ثانیاً
شناختهای دیگر بر او ممکن میگردد. امیر المومنینعلیهالسلام فرمودهاند:
کیف یعرف غیره من یجهل نفسه؛ (22)
کسی که به خویشتن جاهل است چگونه غیر خود را میشناسد.
بنابراین اهمیت و امکان تحصیل علم و
شناخت، از طریق خودشناسی بر ماآشکار میگردد و وقتی علم برای رسیدن به
کمال و غایت وجودی انسان ضرورت و اهمیت داشته باشد، پرورش قوه درک حقایق
نیز اهمیت خواهد داشت. قوه عاقله انسان هر چه در درک حقایق تواناتر باشد،
مقصد و مسیر و موانع حرکت به سوی مقصد را بهتر میشناسد و امکان رسیدن به
کمال را بیشتر فراهم میکند. و بالعکس، اگر قوه شناخت انسان کارآیی خود را
از دست دهد، حرکت در مسیر کمال ناممکن میشود و گمراهی و هلاکت را در پی
میآورد.
این مطالب هم از طریق خود شناسی فهمیده
میشود و هم کتاب و سنت آن را تایید میکند. در قرآن کریم روایات
معصومین(ع) در فضیلت علم و علم آموزی سخنان زیبایی وجود دارد که در اینجا
برخی از آنها را ذکر میکنیم:
شهد اللَّه انه لااله الاهو و الملئکه واولواالعلم قائماً بالقسط؛ (23)
خدا که همواره به عدل قیام دارد گواهی میدهد که جز او هیچ معبودی نیست و ملائکه و صاحبان دانش نیز شهادت میدهند.
رسیدن به مرتبه درک توحید پروردگار و
شهادت به آن، برای صاحبان علم امکانپذیر است و این در فضیلت و ضرورت علم
به تنهایی کافی است. جون علم چنین ثمره دلپذیری دارد خداوند فرموده است:
یرفع اللَّه الذین امنوا منکم والذین اوتوا العلم درجتٍ؛ (24)
خداوند کسانی را که ایمان آوردهاند و آنان را که علم داده شدهاند بسیار بلند مرتبه میفرماید.
خداوند در مواضع فراوانی برتری عالم را نمایان ساخته است و در آیاتی به این برتری تصریح نموده است:
قل هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون؛ (25)
بگو آیا کسانی که میدانند و کسانی که نمیدانند یکسانند؟
قرآن به علم آموزی تشویق و بلکه امر میکند:
فسئلوا اهل الذکر ان کنتم لاتعلمون؛ (26)
پس اگر نمیدانید از آگاهان بپرسید.
از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است که:
من یرد اللَّه به خیراً یفقهه فی الذین؛ (27)
خداوند چون برای کسی نیکو بخواهد او را عالمی ژرف نگر در دین میسازد.
همچنین از ایشان نقل شده است:
فضل العالم علی العابد سبعون درجه؛ (28)
عالم هفتاد درجه از عابد برتر است.
اهمیت دانش آموزی
علم چنان نقش ارزندهای در حیات الهی دارد که علم آموزی به فرموده پیامبر(ص) فریضه است:
طلب العلم فریضه علم کل مسلم؛ (29)
علم آموزی بر هر مسلمانی واجب است.
و نیز فرمودهاند:
من احب ان ینظر عتقاء اللَّه من النار فلینظر الی المتعلمین فوالذی نفسی بیده ما من متعلم یختلف الی باب العلم الاّکتب تعالی له بکل قدم عباده سنه، وبنی اللَّه له بکل قدم مدینه فی الجنه و یمشی علی الارض وهی تغفرله و یمسی و یصبح مغفوراً له، و شهدت الملائکه انهم عتقاء اللَّه من النار؛ (30)
کسی که دوست دارد به آزاد شدگان از
آتش نگاه کند، باید به دانشآموزان نظر نماید. قسم به کسی که جانم به دست
اوست هیچ دانشجویی که در مسیر علم رفت و آمد میکند نیست مگر آنکه خداوند
برای هر قدمش عبادت یکسال را مینویسد و برایش با هر قدمی که برمیدارد
شهری در بهشت میسازد و در حالی که بر زمین گام میزند زمین برایش آمرزش
میطلبد و او در حالی که بخشوده است صبح و شام میکند و فرشتگان گواهی
میدهند که دانش طلبان، آزاد شدگان خدا از آتشند.
پیامبر(ص) در روایت دیگری فرمودهاند:
من سلک طریقاً یطلب فیه علماً سلک اللَّه به طریقاً الی الجنه؛ (31)
کسی که راه علم آموزی را میپوید خداوند او را در راهی به سوی بهشت پیش میبرد.
اهمیت علم و علم آموزی چنانکه گفته شد
از آن روست که معارف لازم برای سعادت از طریق علم آموزی و بکارگیری قوه
فکر واندیشه به دست میآید. معارف سعادت بخش اعم از معرفت خداوند و شناخت
راه رسیدن به اوست. هر حرکتی که انسان انجام میدهد و هر گامی که بر
میدارد فقظ در پرتو نور علم میتواند در راه صحیح و به سوی خداوند باشد.
امام علی(ع) خطاب به کمیل میفرمایند:
یا کمیل! ما من حرکه الا و انت محتاج فیها الی معرفه؛ (32)
ای کمیل! هیچ حرکتی نیست جز آنکه تو در آن نیازمند دانش هستی.
دانش علم را سودمند میسازد. زیرا عمل
بدون آگاهی انسان را به هدف نمیرساند، حتی اگر صورت ظاهری عمل درست باشد.
آگاهی، روح عمل است؛ چرا که عمل با نیت جان میگیرد و عمل بدون آگاهی کاری
بدون نیت و یا با نیت نادرست است.
امام صادق(ص) میفرمایند:
اذا عرفت فاعمل ما شئت من قلیل الخیر و کثیره، فانه یقبل منک؛ (33)
چون شناخت آنچه از خیر خواهی انجام ده - خواه اندک یا بسیار - زیرا عملِ همراه با شناخت پذیرفته میشود.
عقل و اندیشه
علم ارزش والایی دارد و رستگاری انسان به
آن وابسته است؛ ولی علم خود متکی به عقل است. علم محصول تعقل و اندیشه
است. کسی که از قوه عاقله خود که هدیه الهی است بهره نمیبرد و شناخت او
همراه بصیرت و سنجش نیست، عالم نیست؛ زیرا علم یعنی شناخت آنچه هست آنگونه
که هست. بنابراین چون انسان خیر و کمال بودن خیرات و کمالات حقیقی را فقط
به کمک عقل در مییابد، کسی که تعقل نمیکند فاقد علم است و آثار و برکات
علم به او نمی رسد. پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
انما یدرک الخیر کله بالعقل؛ (34)
همه نیکیها به وسیله عقل درک میشوند.
بنابراین علم باید با تعقل همراه باشد.
امام علی(ع) از همین رو مردم را به درایت و اندیشیدن دعوت میکنند: «علیکم
بالدرایات لا بالروایات»(35)، و نیز میفرمایند:«فقد البصر اهون من فقد
البصیره»(36).
علم ثمره عقل است. امیر المومنین(ص) فرمودند: «العقل مرکب العلم» (37)
زیرا علم بدون عقل پیشرفت و حرکتی ندارد. از امام صادق(ع) نیز روایت شده است:
دعامه الاسلام العقل، و من العقل الفطنه والفهم والحفظ والعلم، فاذا کان تایید عقله من النور کان عالماً، حافظاً، زکیاً، فطناً، فهماً، و بالعقل یکمل و هو دلیله و مبصره و مفتاح امره؛ (38)
پشتوانه انسان عقل است، و هوشمندی و
دانایی و حافظه و دانش از عقل است. و چون عقل انسان او را پشتیبانی کند
عالم، حافظ، زیرک، هوشمند و دانا میشود. و انسان به وسیله عقل کمال
مییابد و عقل راهنمای او و بینا کننده او و کلید کار اوست.
عقل و اندیشه چنان اهمیت دارند که بدون آن نمیتوان از آیات خداوند بهرهای برد:
و سخر لکم اللیل و النهار و الشمس و القمر و النجوم مسخرت بامره ان فی ذالک لایتٍ لقوم یعقلون؛ (39)
شب و روز و خورشید و ماه را برای شما
رام گردانید، و ستارگان به فرمان او مسخر شدهاند. مسلماً در این امور
برای مردمی که تعقل میکنند نشانههاست.
کسی که از قوه عقل خویش استفاده میکند
و به وسیله آن به تفکر میپردازد، از تلاش خود بهره بسیار میبرد و کار او
از عابدی که بدون اندیشیدن عبادت میکند بسیار پر ثمرتر است:
فکره ساعه خیر من عباده سنه؛ (40)
یک ساعت اندیشیدن از عبادت یکسال بهتر است.
زیرا تفکر باعث بینایی است «من تفکر
ابصر»(41)، و کسی که حقایق عالم را میبیند، راه و مقصد خویش را مییابد و
به سوی مقصد هدایت میشود.
آثار تعقل و تفکر
درباره آثار تعقل و تفکر آیات و روایات
بسیاری وجود دارد. چنانکه قبلاً اشاره کردیم، تعقل منشا بهرهگیری از آیات
الهی است. کسی که درباره پدیدههای پیرامون خود میاندیشد به سر چشمه هستی
پی میبرد:
و سخر لکم ما فی السموات و ما فی الارض
جمیعاً منه ان فی ذالک لایت لقوم یتفکرون؛(42)و آنچه در آسمانها و آنچه در
زمین است به سود شما رام کردیم، همه از اوست قطعاً در این امر برای مردمی
که میاندیشند نشانه هایی است.
کسی که تعقل نمیکند، از مبدا هستی غافل میشود و به عبادت غیر خدا مبتلا میشود:
اف لکم و لما تعبدون من دون اللَّه افلا تعقلون؛ (43)
اف بر شما و بر آنچه غیر از خدا میپرستید. مگر نمیاندیشید؟
غفلت از آخرت و حیات جاوید و محدود شدن در دنیا و جلوههای آن، از ترک تعقل ناشی میشود:
و ما اوتیتم من شیء فمتع الحیوه الدنیا و زینتها و ما عنداللَّه خیر و ابقی افلا تعقلون؛ (44)
و هر آنچه به شما داده شده است، کالای زندگی دنیا و زیور آن است و آنچه پیش خداست بهتر و ماندگارتر است، مگر نمیاندیشید؟
ترک اندیشه علاوه بر بیبهرهگی از
آیات الهی، باعث غفلت از پروردگار و فراموشی آخرت جاوید و موجب لغزشهای
عملی و جدا شدن از صراط مستقیم هدایت و رستگاری است:
و لقد اضل منکم جبلاً کثیراً اَفَلَم تکونوا تعقلون؛ (45)
و شیطان گروهی انبوه از شما را گمراه کرد آیا اندیشه نمیکردید؟
عقل مایه حیات انسانی است. امیر المومنین(ع) میفرمایند: «فقد العقل فقد الحیاه و لا یقاس الا بالاموات»(46)، ونیز فرمودهاند:
الانسان عقل و صوره، فمن اخطاه العقل و لزمته الصوره لم یکن کاملاً وکان بمنزله من لاروح فیه؛ (47)
انسان ترکیبی از عقل و صورت است، پس کسی که عقل از او روی گرداند و صورت با او بماند کامل نیست و همچون جسمی بدون روح است.
عقل و اندیشه راهبر انسان به سوی کمال هستند و ثمره عقل، حرکت اندامها در جهت صحیح و مسیر هدایت است. امام علی(ع) میفرمایند:
العقول ائمه الافکار، والافکار ائمه القلوب، والقلوب ائمه الحواس، و الحواس ائمه الاعضاء؛ (48)
عقلها راهبران اندیشهها، و اندیشهها راهبران قلبها، و قلبها راهبران حواس و حواس راهبران اندامها هستند.
کسی که از عقل بهره کافی برد همواره همراه حق است: «ثمره العقل لزوم الحق» (49)
و در راه حق پایداری میکند: «ثمره
العقل استقامه»(50) و در پایداری خویش نیتی صادق دارد. عقل سرچشمه همه
خیرات است، چرا که ریشه علم را عقل سیراب میکند. امام صادق(ع) فرمودند:
«و من العقل الفطنه و الفهم و الحفظ و العلم»(51) و امیرالمومنین(ع)
فرمودند: «العلم اصل کل خیر»(52).
اگر عقل اندیشه را راهبری کند، اندیشه میوههای گوارا میدهد. در روایات برای تفکر چنین نتایجی شمرده شده است: بصیرت، پند آموزی، شناخت اعمال نیک و بدِ خود، هدایت، آبادی آخرت، شناخت خوبیها و عمل به آن، جلوگیری از فساد امور، درستکاری، کامیابی و نورانیت دل. (53)
از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است:
ان الرجل لیدرک بحسن خلقه درجه الصائم القائم و لایتم لرجل حسن خلقه حتی یتم عقله فعند ذلک تم ایمانه و اطاع ربه تعالی و عصی عدوه ابلیس؛ (54)
به یقین انسان به سبب خلق نیکو به
درجه صائم قائم میرسد و خلق نیکوی انسان کامل نمیشود تا آنکه عقل او
کامل گردد، سپس ایمان او کامل میشودو پروردگارش را پیروی کند و از دشمنش
ابلیس سرپیچی میکند.
آثار علم
از آنجا که علم ریشه در تعقل و تفکر دارد و
علم حقیقی از عقل و اندیشه بر میآید، بسیاری از آثاری که برای علم در
قرآن و روایات بیان شده است، در حقیقت نتایج مشترک عقل و علم است. در این
بخش از آثار علم را یادآور میشویم. درباره آثار علم تاکنون مطالبی را
آوردهایم که برای اثبات ارزش مثبت اخلاقی علم آموزی به عنوان عملی
اختیاری، کافی است. همین که علم مقصد و مسیر حرکت کمالی انسان را نشان
میدهد، کافی است تا تعلم برای انسان فریضهای قلمداد گردد که بدون آن
نمیتوان به قرب الهی دست یافت. در عین حال، آثار علم بسیار متنوع است و
استفاده از آیات و روایات در شناخت این آثار سودمند است.
چنانکه با استفاده از آیه یازدهم سوره
مجادله یادآور شدیم، علم موجب بلندی مرتبه انسان است و ارزش وجودی او را
افزایش میدهد. امام صادق(ع) نیز فرمودند:
اکثر الناس قیمهً اکثرهم علماً؛ (55)
علم موجب نزدیکی به خداست. از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است:
اذا اتی علی یوم لاازداد فیه علماً یقربنی الی اللَّه تعالی فلا بارک لی فی طلوع شمس ذالک الیوم؛ (56)
چون روزی آید که در آن علمی که مرا به خداوند نزدیک کند بر من افزوده نشود مرا در طلوع خورشید آن روز مبارکی نیست.
انسان از طریق اطاعت و عبادت خداوند به
او نزدیک میشود و علم، موجب اطاعت و عبادت بنده است. پیامبر اکرم(ص)
فرمودند: «اما علمت ان اللَّه یطاع بالعلم و یعبد بالعلم».(57)اطاعت و
عبادت، وقتی به نیت صادق و به شکل صحیح انجام میگیرد که دل بنده در برابر
خداوند نرم شده باشد و قلب او آماده عمل و عبادت خالصانه باشد:
انما یخشی اللَّه من عباده العلماء؛ (58)
از بندگان خدا تنها دانایان از او میترسند.
علم، دنیا و آخرت انسان را نیکو
میکند: «خیر الدنیا و الآخره مع العلم و شرّ الدنیا و الاخره مع الجهل»
(59) علم دنیا را نیکو میسازد، زیرا نقش دنیا را در حیات حقیقی انسان و
زندگی جاوید او معلوم میسازد و قدرت انسان را در عملی ساختن نیات افزایش
میدهد. امام علی(ع) فرمودند:
تعلموا العلم...لان العلم...قوه الابدان من الضعف؛ (60)
علم آموزید...زیرا علم...توانایی بدن است.
علم، آخرت را آباد میکند، زیرا دین را کامل میسازد. امیر المومنین(ع ) میفرمایند:
ایها الناس اعلموا ان کمال الدین طلب العلم و العمل به؛ (61)
ای مردم بدانید کمال دین آموختن دانش و عمل به آن است.
و چون کسی دینش کامل و علمش مطابق دین
کامل باشد، آنگاه آخرتی آسان، آسوده از عذاب و همراه با کامیابی در بهشت
خواهد داشت: امام علی(ع) میفرمایند:
العلم یقوی الرجل علی المرور علی الصراط؛ (62)
علم انسان را بر گذر از صراط توانا میسازد.
آیات و روایات، آثار بی شمار و مبارکی
برای علم بیان داشتهاند که ارزش و سودمندی هر کدام کافی است تا تاثیر آن
در تحقق سعادت انسان آشکار شود، و ارزش اخلاقی آموختن علم معلوم گردد.
قبلاً گفتیم که عقل و اندیشه، ریشه علم
است. اکنون تاثیر علم بر عقل را یادآور میشویم. عقل قوهای در انسان و
بصیرتی در جان اوست که ارزش هر چیز را در رابطه با هدف غایی انسان محاسبه
میکند و انسان را در راه راست و به سوی مقصد حقیقی به حرکت میآورد. هر
گاه کسی در رتبهای از مراتب عقل باشد و به ندای عقل خویش پاسخ مثبت دهد و
به تفکر و تعلم بپردازد، علم او در ترفیع رتبه عقل و توانایی خرد او موثر
خواهد بود؛ زیرا با وجود علم، عقل فضای بازتری برای اندیشه خواهد داشت و
بر افزایش علم خود تواناتر خواهد گشت. این تاثیر علم، چیزی است که بالندگی
و زایندگی عقل و دانش انسان را موجب میشود. خداوند در سوره «عنکبوت»
کسانی را که غیر خدا را دوست خود میگیرند به عنکبوت تشیبه فرموده است که
«خانهاش سستترین خانه هاست»، آنگاه میفرماید:
و تلک الامثال نضربها للناس و ما یعقلها الا العلمون؛ (63)
و این مثلها را برای مردم میزنیم ولی جز دانشوران آنها را در نیابند.
آثار جهل و بی خردی
همانگونه که عقل، اندیشه و دانش، آثاری
مبارک برای انسان دارند و تعلم، عملی با ارزش مثبت اخلاقی است، جهل و
بیخردی خسارتی جبرانناپذیر دارد و پرهیز از بی خردی و نادانی به لحاظ
اخلاقی واجب است. قرآن کریم از زبان کافران نقل میکند که آنان چون عذاب
جهنم را میبینند و جوش و خروش آتش جهنم را مینگرند با خود میگویند:
و قالوا لو کنا نسمع او نعقل ما کنا فی اصحاب السعیر؛ (64)
گویند: اگر شنیده بودیم یا تعقل کرده بودیم در میان دوزخیان نبودیم.
جهل و بی خردی، انسان را به نافرمانی
خدا میکشاند و از همینجاست که راه را به سوی عذاب اخروی و محرومیت از قرب
خداوند باز میکند. کسانی که تعقل نمیکنند به جنگ خدا میروند و به خدا
افتراء میزنند: «ولکن الذین کفروا یفترون علی اللَّه الکذب و اکثر هم
لایعقلون»(65). بی خردان عبادت خدا را به سخره میگیرند و از حرکت به سوی
پروردگار باز میمانند: «و اذا نادیتم الی الصلوه اتخذوها هزوا و لعباً
ذالک بانهم قوم لا یعقلون»(66).
در روایات اهل بیت عصمت و
طهارتعلیهالسلام، برای جهل آثار زیانباری بیان شده است: جهل دشمن انسان
و مایه همه بدیهاست، دردناکترین دردهاست و از خوره بدتر است، باعث لغزش،
کفر و گمراهی است، و جاهل، به افراط و تفریط مبتلاست.(67) جاهل با خدا
گستاخی میکند:
لایجتری علی اللَّه الا جاهل شقی؛ (68)
کسی جز نادان بدبخت بر خدا دلیری نمیکند.
عوامل رکود عقل و اندیشه
در بحث از موانع معرفت، عواملی را که بر
شناخت انساننسبت به خداوند تاثیر منفی دارند بر شمردیم. عواملی همچون:
پیروی از هوای نفس، محبت دنیا، سطحی نگری، عادات ذهنی، تقلید از پدران و
رذایل نفسانی. این عوامل همگی در عین حال باعث رکود اندیشه و تعقل انسان
هستند.
اگر به معنای عقل در آیات و روایات
توجه کنیم، در مییابیم که عقل قوهای است که قدرت جامعنگری نسبت به دنیا
و آخرت را به انسان میدهد و او را قادر میسازد مصالح خویش را در مقیاس
حیات مستمر دنیا و آخرت ارزیابی نماید، و مطابق مصالح واقعی خود عمل کند.
از همین روست که روایت شده است: از امام صادق(ع) پرسیده شد: عقل چیست؟
ایشان فرمودند:
ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان؛ (69)
عقل چیزی است به وسیله آن خداوند رحمان پرستش میشود و بهشت به سبب آن به دست میآید.
تاکنون آنچه درباره اهمیت عقل و آثار
آن گفته شد، همه درباره عقل به معنای مذکور در روایت فوق بود، ولی باید
توجه کرد که عقل معانی متعددی دارد. درباره این معانی متعدد، دانشمندان
مسلمان بسیار سخن گفتهاند؛ اینک به اختصار معانی عقل را اینگونه بیان
میکنیم:
1- عقل هیولائی. مقصود از عقل هیولائی،
قوهای طبیعی در نفس انسان است که قادر به تعقل علوم بدیهی و نظری است،
ولی هیچیک از علوم را تعقل نکرده است.
2- عقل بالملکه. عقلی را میگویند که علوم بدیهی اعم از تصور و تصدیق را در خود پذیرفته است.
3- عقل بالفعل. عقل در این مرتبه، علوم نظری را بوسیله حواس و با کمک علوم بدیهی استنتاج کرده است.
4- عقل مستفاد. عقل در این رتبه همه
علوم بدیهی و نظری را تعقل نموده و قادر به احضار همه آنهاست، و چون عالَم
علمیای شده است که شبیه عالم عینی است.
عقلی که میتواند به محاسبه سود و زیان
دنیا بپردازد و مصلحت و مفسده مادی امور را بسنجد، از حد عقل بالفعل تجاوز
نکرده است و عقلی که جامع نگر است همان عقل مستفاد است. همه کسانی که به
رتبه عقل مستفاد رسیدهاند و همه آنهایی که از سرچشمه عقل مفتساد بهره
میگیرند، عاقل هستند؛ زیرا عمل آنان به مصلحت حیات مستمر دنیا و آخرتشان
صورت میپذیرد. دین که از سرچشمه علم مطلق بر جان انسانها جاری میشود، در
بردارنده مصالح و مفاسد انسان در مقیاس دنیا و آخرت است. هر کس از عقل
غریزی خود با چنان بصیرتی بهره گیرد که به معرفت خدا و التزام به دین الهی
نایل شود، واجد عقلی است که به وسیله آن خداوند پرستش میشود و بهشت به
دست میآید.
درباره عوامل شکوفایی و رکود عقل به
معنای حسابگریعنی عقلی که در مرتبه عقل بالفعل استروانشناسان تحقیقات
بسیاری کردهاند. حاصل تحقیقات آنان در قلمرو تعلیم و تربیت، قابل بررسی و
بهره برداری است. آنچه در محدوده اخلاق باید مورد توجه قرار گیرد همان
عواملی است که عالمان اخلاق الهی مطرح کردهاند. این عوامل را چنانکه ذکر
شد در بحث «معرفت خدا» مطرح ساختیم. اکنون به یک عامل کلی ناتوانی عقل که
در درون خود، عامل پیش گفته را جای میدهد اشاره میکنیم.
پرسشها
1- اهمیت دانش اندوزی را در علم اخلاق بیان نمائید.
2- روایت زیر را که منقول از امام صادق(ع) است توضیح دهید:
«اذا عرفت فاعمل ما شئت من قلیل الخیر و الکثیره، فانه یقبل منک»
3- رابطه قوه عاقله و علم را بیان کنید؟ و مقصود از عقل چیست؟
4- با الهام از آیات قرآنی و روایات برخی از آثار تعقل و ترک تعقل را ذکر کنید؟
5- کدام علم موجب خشیت است؟
6- تاثیر علم در آبادی دنیا و آخرت انسان چگونه است؟
7- برخی از عوامل رکود عقل و اندیشه را بیان نمائید؟
8- انواع و مراتب عقل را توضیح دهید؟
پینوشتها
(22) - شرح غرر الحکم و درر الکلم، ج4، ص 565.
(23) - آل عمران / 18.
(24) - مجادله / 11.
(25) - زمر / 9.
(26) - نحل / 43.
(27) - المحجه البیضاء، ج1، ص17.
(28) - همان، ص18.
(29) - همان.
(30) - همان.
(31) - اصول کافی، ج 1، کتاب فضل العلم، باب ثواب العالم و المتعلم.
(32) - الحیاه، ج8، ص 35.
(33) - همان، ص38.
(34) - همان، ص 43.
(35) - همان، ص 35.
(36) - همان.
(37) - الحیاه، ج1، ص43.
(38) - همان، ص 46.
(39) - نحل / 12.
(40) - الحیاه، ج1، ص48.
(41) - همان.
(42) - جاثیه / 13.
(43) - انبیاء / 67.
(44) - قصص / 60.
(45) - یس / 62.
(46) - الحیاه، ج1، ص44.
(47) - همان.
(48) - همان.
(49) - همان، ص 45.
(50) - همان.
(51) - همان، ص 46.
(52) - همان، ص 36.
(53) - ر.ک:الحیاه، ج 1، ص 48-49.
(54) - المحجه البیضاء، ج 1، ص 171.
(55) - الحیاه، ج1، ص 37.
(56) - المحجه البیضاء، ج1، ص 16.
(57) - الحیاه، ج1، ص35.
(58) - فاطر / 28.
(59) - الحیاه، ج1، ص35.
(60) - الحیاه، ج1، ص40-41.
(61) - المحجه البضاء، ج 1، ص 25.
(62) - همان، ص26.
(63) - عنکبوت / 43.
(64) - ملک / 10.
(65) - مائده / 103.
(66) - مائده / 58.
(67) - ر.ک:الحیاه، ج1، ص 53.
(68) - نهجالبلاغه، الکتاب 53.
(69) - المحجه البیضاء، ج 1، ص 180.
تبلیغات 




















































































نویسنده : پل - جانپل - داروتی

دانشمندان شتاب دهنده تواترون در آمریکا می گویند که نشانه های احتمالی ذره هیگز را در توده ای مشابه آنچه در تاسیسات اروپایی "ال اچ سی" مشاهده شده بود دیده اند.